حالتون خوبه؟ دلم براتون تنننننگ شده بود.
خب، چه خبرا؟
من خبر دارم.
شنبه رفته بودم نمایشگاه کتاب.
جاتون خالی بود ولی خیلی شلوغ بودا!
با دوستام با هم رفتیم. اول رفتیم سالن ناشرهای عمومی.
اونجا سه تا کتاب خریدم. یکیش اینه: دستور زبان عشق
از قیصر امین پور
ببخشید هنوز توی زبونم نمیاد که بگم مرحوم.![]()
اونقدر موقع پیدا کردن این کتاب ذوق زده شده بودم که خود فروشنده هم فهمید 
خیلی کتاب قشنگیه.
این پایین رو بخونید، می فهمید.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سفر ایستگاه
قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود
و من چقدر ساده ام
که سال های سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
به نرده های ایستگاه رفته



