+نوشته شده در جمعه
1386/09/30ساعت5:17 بعد از ظهرتوسط مژگان |

شیطان /اندازه ی یک حبه ی قند است/گاهی می افتد توی فنجان دل ما/حل می شود ارام ارام/بی انکه اصلا ما بفهمیم/و روحمان سرمی کشد ان را/ان چای شیرین را/ان وقت او خون می شود در خانه ی تن/می چرخد و می گرددو می ماند انجا/او میشود من.
+نوشته شده در جمعه
1386/09/30ساعت4:50 بعد از ظهرتوسط مژگان |